احمق شدم...

بخدا که من احمق شدم

از این حجم دلتنگی اونقد خسته شدم که به هرکار احمقانه ای

دارم دست میزنم

تو اینستا ی پست اومد بالا که اگه فلان کارو کنی پیام میده

یهو دیدم تو این مدل پستا غرق شدم

همه رو جمع کردم انجام بدم

ولی نمیدونم چرا میترسم😐🤦‍♀️😂

میترسم...

حس میکنم همون علائمی رو که داشت دارم

ولی با شدت کمتر

میترسم

هرچقد هم پیگیری میکنم و میخونم همش تاییدی میشه رو اینکه

منم دارم میوفتم تو دام دوقطبی تخمی

میترسم!

فرار کردم...

تا قبل اینجا همش از آدمای دنیای واقعی فرار میکردم

میومدم وبلاگ

الان از دست آدمای مجازی فرار کردم اومدم اینجا

که وبلاگمو ول نمیکردن

چتونهههه خب